تبلیغات
رسانامهر Rasanamehr - نگاهی به رویدادهای هنرهای تجسمی در سال 1389 (1)



نگاهی به رویدادهای هنرهای تجسمی در سال 1389
 

سال بی رمق

سید امیر سقراطی
 
منبع : دوهفته نامه تندیس / شماره 196 / شانزدهم فروردین 1390
تصویر صفحه ی اول سایت : پوستر نمایشگاه سرو نقره ای / پدرام حربی

 

نگریستن به حقیقت همچون نگاه کردن به خورشید است؛ با تمام بینایی نمی‌توان به آن خیره شد، می‌بایست چشم را تنگ و باریک کرد تا به بینایی خللی وارد نشود. وقتی بعد از نگاه کردن به خورشید چشم را می‌بندی، به جای نور و روشنی، هاله دایره گون سیاهی چشمت را پر می کند! اگر چه خورشید در پس پشت ابر تا ابد نهان نمی ماند، اماچه کسی می تواند تمام حقیقت هنرهای تجسمی را با تمام بینایی ببیند؟ و چون آنچه را کامل نمی توان دید، کامل هم نمی توان بازگفت. این نوشته، هاله دایره گون سیاه- که توهمی از خورشید حقیقت است- نیست، بلکه قصد دارد تنها بخشی از تلخ و شیرین حقیقت هنرهای تجسمی را در سال 1389 بنمایاند؛ که در تلخی حقیقت شیرینی‌ای مستور است که همان حضور قاطع حقیقت نام دارد.

سال 1388؛ سال کم فروغ رخدادهای فرهنگی و هنری در اوجگیری اخبار سیاسی و تحولات اجتماعی به پایان رسید تا 1389؛ سال بی‌رمق فعالیت‌های هنری آغاز شود؛ سالی که ابتدایش با کم شدن ناگهانی و یک باره سهمیه ماهانه بنزین شروع و در انتهای سال به حذف یارانه‌های دولتی و، در نتیجه، فشار اقتصادی روزافزون منتهی شد. هر چند تمام اتفاقات و رخدادهای هنری را نباید در فروش اثر هنری و معادلات اقتصادی هنر در بخش خصوصی دید، اما گرانی، تورم و فشار اقتصادی بر بی‌رمق‌تر شدن جریانات هنری افزود تا دست کم شش ماهه اول سال، اقتصاد هنر، که صدمه دیده از فرازوفرودهای سیاسی و اجتماعی سال گذشته بود، بی‌جان و بی‌هدف طی مسیر کند (آلودگی بی‌سابقه هوا، برگزاری مسابقات فوتبال جام جهانی در افریقای جنوبی و همزمانی ماه‌های مرداد و شهریور با ماه رمضان بر رخوت اقتصادی بخش خصوصی در کل ایران بی‌تاثیر نبود و بدیهی است بر جامعه هنرهای تجسمی نیز تاثیر نامطلوبی گذاشت). اما در ابتدای سال آنچه کم فروغی سال گذشته را کم‌رنگ کرد و جان تازه‌ای به آن داد، موفقیت هنرمندان ایرانی، به خصوص پرویز تناولی و افشین پیرهاشمی، در حراجی کریستیز دبی بود، پس از گذشت دو سال رکود، که از مشکلات اقتصاد جهانی ناشی می شد، کریستیز با شگفتی فروش بی‌سابقه هنرمندان ایرانی روبه رو شد. رکورد فروش در سال 1389 به هنرمندی به نام محمود سعید از مصر به مبلغ دو میلیون و چهارصد هزار دلار اختصاص داشت. بعد از وی پرویز تناولی با فروش یک میلیون دلاری و افشین پیرهاشمی با فروش پانصد و پنجاه و چهار هزار دلاری نفرات دوم و سوم رکورد کریستیز بودند. ساعاتی پس از پایان یافتن این حراجی، در اطلاعیه مسؤولان کریستیز، موفقیت افشین پیرهاشمی موفقیت همه هنرمندان ایران اعلام شد. یوسی پیلکانن، مدیر بخش‌های اروپا و خاورمیانه این موسسه، پیرهاشمی را پدیده حراجی در سال گذشته دانست و ویلیام لاوری، مدیر بخش خاورمیانه حراجی کریستیز، ضمن اشاره به دومین فروش میلیونی پرویز تناولی، رکورد جهانی پیرهاشمی را با تابلوی "شعف"، شعفی دوباره به این حراجی دانست. در سالی که گذشت، بحث کپی از آثار پیرهاشمی موضوع داغ محافل هنری، آتلیه ها و گالری ها بود. در محافل هنری از پیرهاشمی به عنوان هنرمندی مستقل و باهوش نام برده می شود، اما به نظر می رسد، استقلال او از بدنه فکری و اقتصادی محافل هنری ایران و فروش خیره کننده آثارش باعث شده برخی غرض ورزانه از او بد بگویند و یا حمایت از وی را تقبیح کنند. وجود چنین فضایی موجب شده برخی از علاقه مندان آثارش در حمایت از او، راه محافظه کاری را پیش بگیرند و در محافل خصوصی هنری موقعیت خوساخته وی را نادیده بینگارند. اما آنچه ریاکاری برخی از همین افراد محسوب می شود این است که، هنگام فروش اثر هنری او- از سهم سودی که نصیب می برند- رضایتمند و منتفع هستند. همین رویکرد ریاکارانه و انتفاع طلبی سودجویانه باعث شد در طی سال 1389 آثار متعددی را شاهد باشیم که کپی‌هایی از آثار افشین پیرهاشمی بودند. در سال 1389 فروش پانصد و پنجاه و چهار هزار دلاری افشین پیرهاشمی در آوریل 2010 و فروش پانصد و هجده هزار دلاری وی در حراجی کریستیز اکتبر 2010 دندان طمع دلالان هنر را برای از بین بردن خلاقیت در جوانان و به وجود آوردن هنرمندان مطیع و غیر مستقل تیز کرد.

و اما در سال 1389 هم مانند سال های گذشته گالری‌های جدیدی به جرگه گالری‌های پایتخت پیوستند که از قضا برخی فعال و مداوم در صفحه هنرهای تجسمی به ایفای نقش پرداختند: گالری سین در شهرک غرب اگر چه گالری تک افتاده در منطقه‌ای است که در آن گالری دیگری وجود ندارد، اما می‌توان خوش بین بود این منطقه – که محل سکونت و زیست افراد متمول در غرب تهران است- در آینده مرکزی برای رونق گالری‌ها باشد. با افتتاح گالری‌های ساربان و فلاح، که در نزدیکی گالری گنجینه قرار دارند، خیابان آپادانا هم محلی برای رفت و آمد گالری‌گردهای پایتخت شده است. گالری مریم فصیحی هرندی، که با نمایش آثار حسین زنده رودی افتتاح گردید، باعث شده گالری‌گردهایی که به دروس می‌روند، پس از بازدید از گالری گلستان و پیش از رفتن به گالری‌های خیابان شریعتی، به این گالری سری بزنند. گالری فروهر، که به جمع گالری‌های خیابان جردن اضافه شده است، رقم گالری‌های این خیابان را (با از سرگیری فعالیت کافه گالری موزه امام علی ع) به عدد شش رسانده است. گالری‌های ایست، اخرا، خورشید و احسان از گالری‌های تازه تهران هستند.