تبلیغات
رسانامهر Rasanamehr - نگاهی به رویدادهای هنرهای تجسمی در سال 1390(2)



نگاهی به رویدادهای هنرهای تجسمی در سال 1389

از سرگیری فعالیت گالری دولتی جمشیدیه در پارک جمشیدیه، دهمین گالری پایتخت در محله‌های بالانشین تهران ( از تجریش به بالا) است که راه پرپیچ و خم این گالری‌ها برای همه اقشار گالری‌گرد میسر و آسان نیست. ذکر این نکته خالی از لطف نیست که بدانیم از نه گالری،که در سال 1388 افتتاح شدند، چهار گالری از فعال ترین گالری‌های پایتخت بودند و پنج گالری دیگر آن قدر بی فروغ بودند که به چشم نیامدند. در شهرستان‌ها هم گالری‌های سرو (تبریز)، آرتین (مشهد)، ماندگار (اراک)، ایوان سپید (کرج)، وصال (شیراز) و آپادانا (اصفهان) موجب رونق هنر در شهرهای خود شده اند. خبرگزاری‌ها اعلام کردند – علاوه بر گالری‌هایی که در بالا اشاره شد – در سال 1389 گالری‌های سلیمان، اتاق آبی و متن (اصفهان)، بهار، آشنا و هنرمدرن (شیراز)، اسرار و آفتاب (سبزوار)، فریاد (کرمان)، یاقوت (قزوین)، دل‌شکیب (کرج)، مهسا (نوشهر) و امیر (بابلسر) مجوز فعالیت در شهرستان و گالری‌های سین، ابوالفضل عالی، سوره، هفتان، باغ هنر و تیک تاک مجوز فعالیت را در تهران دریافت کرده‌اند. در ادامه این خبر آمده بود مجوز صد و ده گالری تمدید و مجوز بیست و چهار گالری در سال 1389 صادر شده است که ده نگارخانه در تهران و چهارده گالری در شهرستان‌ها واقعند. صحت و سقم این خبر برعهده خبرگزاری‌هاست؛ چون تا آنجا که همگان مطلع هستند، گالری‌های ابوالفضل عالی و سوره از جمله گالری‌های حوزه هنری در تهران هستند که از چند سال پیش به فعالیت مشغولند. اما در اخبار منتشره خبر دیگری – از قول محمود شالویی- هم به چشم می‌خورد که با این خبر از نظر آماری در تضاد است! دکتر شالویی در یک نشست خبری، تعداد نگارخانه‌های با مجوز و فعال کشور را سیصد و پنجاه گالری عنوان کرده و گفته بود: «دویست و هفتاد و چهار گالری در تهران و هفتاد وهفت گالری در شهرستان‌ها داریم که با مجوز مرکز هنرهای تجسمی وزارت ارشاد فعالیت می‌کنند. این آمار نسبت به سال گذشته حاکی از آن است که در هشت ماهه سال 1389 بیست وهفت گالری به تهران و پنج گالری به گالری‌های شهرستان‌های کشور اضافه شده است». در همین نشست شالویی اعلام کرد، گالری‌داران برای تمدید مجوز نیازی به مراجعه حضوری ندارند و از این پس مجوزهای جدید بدون مراجعه حضوری مدیران گالری‌ها برای‌شان ارسال خواهد شد.

در سال گذشته برخی از گالری‌های اسم و رسم دار تهران، که مورد توجه محافل هنری خارج از کشور و مورد حمایت افراد متمول پشت صحنه خرید و فروش هستند، هنرمندان جوان و حتی پیشکسوت را مجبور به تن دادن به پدیده نوظهوری به نام «موضوع فروشی» کردند. اگر چه این پدیده در سال‌های گذشته هم باب بوده و در نمایشگاه‌ها به چشم می‌آمد، اما همه‌گیر شدن و شیوع آن باعث شده اثر هنرمند با این ترفند، پیش از مرحله نمایش، در گالری به فروش برسد. این گالری‌ها هنرمندانی را که در پردازش تکنیکی دست قوی دارند و آثارشان بیانگرا و خلاقانه است و برای نمایش آثارشان به گالری مراجعه می کنند، به بهانه زودتر فروش رفتن آثارشان به کشیدن موضوعات مورد علاقه گالری، تشویق می‌کنند. نقشه ایران، پرچم ایران، نشان‌های سلطنتی و یا نشانه‌ها، نمادها و اماکن برجامانده از دوران پهلوی برای علاقه‌مندان به این تصاویر، چهره دکتر مصدق برای طرفداران آن مرحوم، و یا نمادهای دوران اواخر قاجار برای خوش آمد متمولین طرفدار مشروطیت، بازار را به سمت تک بعدی شدن رانده است. با این وصف، در حین نگارش مقالات و نقدها، وقتی به تصویری نوستالوژیک برمی خوریم، باید از قید «خاطره جمعی» و تاکید بر نگاه مبتنی بر بیان اجتماعی بگذریم؛ چون این تصاویر با نیت خاص و برای افراد خاصی تولید می‌شوند. با چنین شرایطی اگر هنرمندان بخواهند در عرصه فروش اثر هنری به سودی دست یابند، باید مطابق شرایطی که گالری فراهم کرده، عمل کنند، در غیر این صورت از حدود هنرمندان محدودی که این گالری‌ها فراهم آورده‌اند، طرد می‌شوند! این جریان، یعنی تکثیر نشانه‌های مورد دلخواه گالری‌ها، باعث می‌شود تعدادی هنرمند مشابه به هم به وجود بیاید، که هم مطامع گالری‌ها و حامیان پشت پرده آنها را برآورده می‌کند و هم موجب رانده شدن بسیاری از استعدادهای هنری می‌شوند- که راه خود را در تن دادن به چنین جریان عظیم اقتصادی نمی‌بینند. این رویه – در هر دو حال – نوعی استعدادکشی در هنر ایران است که بسیاری در برابر آن سکوت اختیار کرده اند.

گالری در ایران، به عنوان مرکزی که در آن می‌توان جریان فکری هنر معاصر را رصد کرد، مهم و درخور توجه است. در عجبم که، چرا مراکز فرهنگی و هنری دولتی و یا خصوصی به ثبت و ضبط تحولات فکری هنر معاصر توجه نمی‌کنند و مباحث آسیب شناسی هنر را در گالری‌ها به قلم در نمی‌آورند؟ تحولات فکری در آثار هنرمندان ایرانی چنان سریع انجام می‌پذیرد که اگر نویسنده، پژوهشگر و یا منتقد، در زمان شکل‌گیری اتفاقات هنری و یا در بازه زمانی تحولات اجتماعی، درباره هنر معاصر کنکاش نکند، نمی‌تواند به متر‌و‌معیار درست ارزیابی از کل جریان هنرهای تجسمی دست یابد و به ناگزیر سنجش‌های مقطعی را حکم واحد برای تمامی جریان هنر می‌پندارد. در سال گذشته گرایش حاکم بر فضای نقاشی به سمت آثار فیگوراتیو، رئالیستی و موقعیت‌های پیچیده از وضعیتی از زیست شخصی بود. بخشی از این فضا متأثر از سرخوردگی از فضای اجتماعی اکنون ایران بود و بخشی دیگر گوشه‌چشمی به هیجانات و نوسانات بازار هنر داشتند. به طور کلی، پرداختن به انسان، به خصوص زن، در فضایی معلق و بی خاطره، روحیه اصلی بیش‌تر نقاشی جوانان، به خصوص نسل آخری‌ها، بود.
 



در سال 1389 نسبت به سال 1388 – که توجه به آثار با قطع کوچک در اهمیت و الویت بود – قطع و اندازه نقاشی‌ها بزرگ و بزرگ‌تر شدند، و بدیهی است بخشی از این کوشش را باید معطوف به جریانات فروش و توجیه گران بودن آثار دانست! با این حال، نمی‌توان همه را با یک چوب راند، بلکه باید منصف بود و جوشش و کوشش هنرمندان جوان را با نگاهی دقیق‌تر و از نزدیک دید. نقاشی ایران در یک سال گذشته نشان داده هنرمندان در انتزاع بی‌پروایند و در رئالیسم شسته‌رفته. در آثارشان از شائبه‌های عرفانی تا حجاب آرزومندی تا تمایلات احساسی و جنبه‌های شخصی زندگی به چشم می‌آید. گاه با نقاشی‌هاشان از زمان و مکان می‌گریزند و گاه به اکنونیت زندگی هجوم می‌برند. گاه نقاشی‌هاشان از جنس خیال و خاطره است، گاه از خواب و رویا حرفی به میان می‌آورند وگاه در بیداری پرسه می‌زنند. در آثارشان «تن» با خوانش‌های متفاوت و متناقض همراه است. ابژه معنا دارد و ارجاعی به یک مفهوم مستقل است؛ یادبودی غم انگیز از یک اتفاق و یا نشانه‌ای بر تداعی معانی اجتماعی. نقوش گیاهی و تکرار شونده با بافت، دوخت و گلدوزی، شکلی از درونیات و خاطرات است. در آثارهنرمندان جوان می‌توان وضعیت انسانی و یا موقعیت مکانی را یافت که گاه زندگی را شادمانه به نمایش می‌گذارد، گاه شکلی از حسرت و فراق است وگاه در بستری از خیال، بداهه و روایت، جان می‌گیرد. نسل آخری‌های هنر – آنها که به هنر فیگوراتیو رونیاورده‌اند – اگر چه به انتزاع پناه آورده‌اند، اما کارهاشان آثار دکوراتیو محض نیست، بلکه در بیش‌تر موارد در وسعت هیچ انتزاع تکه‌هایی از زندگی خویش را به ما نشان می‌دهند. با نگاهی گذرا به روحیه مدیریتی هنرهای تجسمی در بخش خصوصی در سال گذشته باید گفت: سویه غالب علاقه‌مندی مدیران گالری‌های پایتخت به سمت نقاشی‌های فیگوراتیو بوده، آبستره محض کم‌تر مورد توجه بود، رویکردهای طراحانه و اکسپرسیو در نقاشی جای‌شان را به رنگ گذاری‌های ملایم و دکوراتیو داده بودند، کانسپت و چیدمان، به دلیل فروش نرفتن کم‌تر، مورد اهمیت واقع شدند، عکس و مجسمه اگر بودند، ولی نقش کم‌تری نسبت به نقاشی داشتند. در سال 1389، بعد از نقاشان، مجسمه سازان و عکاسان فعال‌ترین هنرمندان بوده‌اند و در نمایش‌های گروهی و فردی، بخشی از موقعیت هنر مجسمه و عکس را به تماشای عموم گذاشتند. سال 1388 نمایشگاه‌های گروهی طراحی، مد شده بود. در ابتدای سال 1389 در نوشته‌ای اشاره کرده بودم که اگر نمایشگاه‌های طراحی تداوم داشته باشد، دیدنی است، و اگر فصلی و بر سیبل اتفاق باشند، مایه شرمندگی. در سالی که گذشت نمایشگاه جدی طراحی در ایران برگزار نشد تا طراحی مهجورترین سال خود را پشت سر بگذارد. در سال گذشته در بیش‌تر نمایشگاه‌های گروهی، که توسط یک کیورتور گردآوری و انتخاب شده بودند، نوعی نگاه محفلی قابل ردگیری بود، به طوری که به جای انتخاب هنرمندانی که سال‌ها در یک زمینه کاری شناخته شده‌اند، یک موضوع به تعداد مشخصی از هنرمندان سفارش داده شده بود. این کار باعث می‌شود هنرمندان برای این که بتوانند وارد چنین نگاه‌های محفلی شوند، درباره همه چیز نقاشی، عکس و مجسمه تولید کنند. اگر ملاک این باشد هنرمندانی که در طی سال‌های متمادی و متوالی درباره یک شیء و یا پیرامون یک ایده، اثر خلق کرده‌اند، مورد توجه قرار گیرند، آن‌گاه کار به اینجا نمی‌رسید که هنرمندان برای عقب‌نماندن از قافله مجبور به تولید یک تک اثر شوند که نه قرابتی با شیوه فکری‌شان دارد و نه مبین شیوه تکنیکی هنرمند است.

اتفاق نادر در سال 1389 را باید عقب ماندن بخش هنری دولت، یعنی وزارت فرهنگ وارشاد اسلامی، از بخش خصوصی هنر در تجلیل از پیشگامان هنر ایران دانست. بزرگداشت هشتادسالگی هانیبال الخاص در خانه هنرمندان ایران چند ماه پیش از فوتش، تجلیل از خاندان تجویدی از سوی موسسه فرهنگی و هنری صبا (که با آمدن رئیس جدید فرهنگستان هنر، در سال گذشته کم‌تر در زمینه هنرهای تجسمی فعال بود)، بزرگداشت هفتاد سالگی آیدین آغداشلو، سید محمد احصایی و عباس کیارستمی از سوی مدرسه گرافیک ویژه، بزرگداشت محمدعلی ترقی‌جاه از سوی انجمن هنرمندان نقاش در موزه امام علی (ع) تقدیر از پرویز کلانتری در سومین جشنواره تجسمی دامون فر، بزرگداشت هفتاد سالگی قباد شیوا از سوی گالری ایست، نکوداشت عبدالله عامری در هنرستان هنرهای تجسمی پسران، تجلیل از محسن وزیری‌مقدم در اختتامیه دومین بی‌ینال مجسمه‌های فضای شهری از سوی شهرداری، تقدیر از پرویز تناولی از سوی کانون اندیشه جوان سپهری در کاشان از مواردی بود که در سال گذشته اتفاق افتاد. نشر نظر هم با رونمایی کتاب‌های احمد عالی (در گالری ماه‌مهر)، احمد امین نظر (در گالری 66) و منوچهر معتبر (در گالری اثر) همزمان با نمایشگاه ایشان، زمینه را برای تجلیل و تشویق هنرمندان نام برده فراهم آورد.  گالری برگ، وابسته به شهرداری، با همکاری "تندیس" در دومین سال برگزاری شب‌های پژوهش هنر، هفت نکوداشت برای هفت هنرمند درگذشته ایرانی برگزار کرد. چنگیز شهوق، منوچهر شیبانی، کورش امام، یونس فیاض ثانوی، سید حسین میرخانی، ابوالفضل عالی و اصغر محمدی این هفت هنرمند ایرانی بودند که همزمان با نکوداشت‌ها نمایشگاهی از آثار، اسناد و عکس‌هاشان در گالری برگ برگزار شد. در سالی که گذشت، موزه هنرهای معاصر تهران، بزرگداشت دو نقاش پیشکسوت را برگزار کرد تا در تجلیل از هنرمندان نوگرای ایران سهمی داشته باشد. محمود جوادی‌پور و احمد اسفندیاری، دو هنرمندی بودند که مورد تفقد وزارت ارشاد قرار گرفتند و همزمان از کتاب آثارشان رونمایی شد.
 

در سال 1389 هم موزه هنرهای معاصر از معاصر بودنی که در عنوان این موزه است، غفلت ورزید و به غیر از دو نکوداشت – که در بالا اشاره شد – به نمایش آثار قهوه خانه – که از اسفند سال 1388 شروع شد و در فروردین سال 1389 به پایان رسید – نمایش آثار سهراب سپهری و نمایش بخشی از گنجینه موزه، بسنده کرد و فعالیت‌های خود را به پایان رساند. به نظر می‌رسد موزه هنرهای معاصر و بخش‌های تجسمی وزارتخانه تمام هم وغم خود را معطوف جشنواره هنرهای تجسمی فجر کرده‌اند. در سالی که گذشت، هم قول محمود شالویی، مبنی بر نمایش مداوم آثار گنجینه و موزه‌ای شدن موزه هنرهای معاصر تهران، عملی نشد و این موزه به فعالیت‌های نمایشگاهی پرداخت که هر جای فرهنگی دیگری توان برنامه‌ریزی و اجرایی آن را دارد.

نخستین سمپوزیوم بین‌المللی نقاشی «از پرسپولیس تا خلیج فارس» توسط بخش هنرهای تجسمی بنیاد فرهنگی هنری رودکی و به دبیری احمد وکیلی و با حضور نه هنرمند ایرانی و نه هنرمند خارجی، در سال گذشته برگزار شد. جانا ترتکا (سوئیس)، ژان موریس و فرانسوا رومر (فرانسه)، اروس استفان (مجارستان)، فورادوری کلودیو (ایتالیا)، پیترپولاگ، استانیسلاو چرنی، کریستین زابو و ژوراژ دلان (اسلواکی) به همراه عبدالحمید پازوکی، فرانک جمالی، داریوش حسینی، خسرو خسروی، شیما خشخاشی، راحله عظیمی نژاد، کریم نصر، رضا هدایت و حمیدرضا یراقچی از ایران هنرمندان شرکت کننده در این سمپوزیوم بودند. این هنرمندان سفری به شیراز داشتند و از پرسپولیس و تمدن ایران دیدن کردند و پس از آن با اتوبوس به سمت بندرعباس حرکت نمودند و در جزیره قشم، به مدت نه روز، ساکن شدند تا در این محل، برداشت خود را از پرسپولیس و خلیج فارس نقاشی کنند. با این که چنین اتفاقی می‌توانست با تبلیغات مناسب‌تری انجام شود، اما در سکوت خبری برگزار شد. دست کم می‌شد از نشریات هنرهای تجسمی کشور خواست در ایجاد گفتمان، میان هنرمندان شرکت کننده و هنرمندان ایرانی غایب در سمپوزیوم، کمک نمایند. نمایشگاه آثار این سمپوزیوم بین المللی نقاشی سه روز در بندرعباس و سه روز در طبقه دوم تالار وحدت در معرض دید عموم علاقه مندان قرار گرفت. شش روز برپایی نمایشگاه برای چنین فعالیت هنری، که عنوان سمپوزیوم را با خود یدک می‌کشد، دور از انتظار بود. اولین گام این سمپوزیوم نقاشی، که می‌توانست با گفت و گو میان نقاشان ایرانی و اروپایی انجام پذیرد، در سکوت آغاز و در سکوت پایان گرفت.

انجمن‌های تخصصی، که سال 1388، پس از آن که از سوی تشکیلات تجسمی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی مورد حمایت قرار نگرفتند و از مکانی که در آن سکونت داشتند، بیرون رانده شدند، همچنان در مکان جدید به نام خانه هنرمندان شماره2 (خانه استاد لرزاده) تحت حمایت شهرداری تهران هستند. اگر چه دغدغه تملک به قوت خود باقی است، اما با مرتفع شدن مشکل بی سرپناه بودن، انجمن‌های طراحان گرافیک، مجسمه‌سازان و نقاشان همچنان در انجام فعالیت‌های سالانه به یکی دو نمایش گروهی و برگزاری چند کلاس بسنده می‌کنند. پارسال نمایشگاه‌های سالانه انجمن نقاشان، مجسمه‌های کوچک انجمن مجسمه سازان و نمایشگاه سالانه سرو نقره‌ای طراحان گرافیک برگزار شد، که این آخری با چاپ کتاب، فعالیت‌های خود را مکتوب کرد. اما بی‌رمقی انجمن‌های ایران در سال 1389 را باید در چه چیزی جست‌و‌جو کرد؟ آیا مسؤول انجمن‌ها مقصرند یا اعضای این انجمن‌ها کم کار و غیرفعال هستند، نمای بیرونی فعالیت‌‌های انجمن‌های تخصصی، در سالی که دوسالانه‌های هنری بی‌فروغ بودند، چنان کم رنگ بود که برگزاری نمایشگاه‌های سالانه نمی‌تواند توجیهی برای فعالیت‌هاشان باشد.

در آغاز سال گذشته، غلامعلی طاهری، مشاور مرکز هنرهای تجسمی، اعلام کرد، از این پس بی‌ینال‌ها با حضور انجمن‌ها برگزار و مرکز هنرهای تجسمی، حامی و ناظر خواهد بود او در مصاحبه‌ای در آغاز سال وعده داده بود: بی‌ینال‌های گرافیک، نقاشی، مجسمه سازی و خوشنویسی، در سال 1389 برگزار خواهند شد. جالب است بدانید که از موارد وعده داده شده فقط چهارمین مورد، یعنی بی‌ینال خوشنویسی، در قزوین برگزار شد و بی‌ینال مجسمه تا انتخاب دبیر هم پیش رفت! دبیر بی‌ینال، زمان برپایی را آذر یا دی عنوان کرد؛ و این در حالی بود که رئیس جدید انجمن مجسمه سازان اعلام نموده بود، برپایی بی‌ینال در زمان کوتاهی امکان ندارد. رئیس انجمن نقاشان هم در مصاحبه‌ای – با اعلام این که تمامی بودجه‌ها در دست بخش دولتی است – گفته بود: انجمن هنرمندان نقاش هیچ دخالتی در برگزاری بی‌ینال نقاش‌ی نخواهد کرد. با این حساب، امسال، سال دوسالانه‌هاست و وزارت ارشاد باید به دنبال راه حلی برای تعامل با هنرمندانی باشد که دوسالانه‌ها را سال قبل تحریم کرده‌اند. مجادله در بین تحریمی‌های دوسالانه‌های کاریکاتور و گرافیک، بیش‌تر دیده می‌شود. به نظر می‌رسد گرافیست‌ها گوی سبقت را از کاریکاتوریست‌ها ربوده باشند و به جای آن که مثل کاریکاتوریست‌ها اهل حرف و بیانیه باشند، دست به عمل زده اند. گرافیست‌ها، که چند مدرسه هنری – از جمله ایده و ویژه- دارند وتحت حمایت انجمن مستقل خویش هستند، اولین نمایشگاه سالانه منتخب آثار اعضای انجمن صنفی طراحان گرافیک ایران را با عنوان "سرو نقره‌ای" برگزار کرده‌اند که می‌تواند با سالانه بودن آلترناتیوی برای بی‌ینال پوستر قلمداد شود. البته، نگاهی به اسامی شرکت کنندگان و داوران در جشنواره‌هایی نظیر فجر، تایپوگرافی اسماء الحسنی، تایپوگرافی عاشورا، آزادگان، امام رضا (ع) ، جوان ایرانی و هنر جوان نشان می‌دهد شرکت نکردن در فعالیت‌های متصل به دولت- که سال 1388 دویست نفر بیانه تحریم آن را امضا کرده‌اند- کم کم به دست فراموشی سپرده می‌شود و برخی در درازمدت آنچه را در گرماگرم اتفاقات سیاسی مقبول می‌پنداشتند، اینک معقول نمی‌دانند! این رویکرد، که در برخی از موارد به دلیل جوایز جشنواره‌ها صورت می‌گیرد، در بیوگرافی بسیاری از هنرمندان جوان و فعال، که در طول سال در گالری‌های معتبر، نمایشگاه برپا می‌کنند، هم دیده می‌شود.