تبلیغات
رسانامهر Rasanamehr - نگاهی به رویدادهای هنرهای تجسمی در سال 1389(3)



نگاهی به رویدادهای هنرهای تجسمی در سال 1389


در سال 1389 فقط بی‌ینال خوشنویسی برگزار شد تا سرنوشت برگزاری بی‌ینال‌های همچون تصویرگری، عکاسی، نقاشی و مجسمه در ابهام بماند. این که متولی فرهنگ و هنر یک سال قصه برگزاری چند بی‌ینال را دارد و سال بعد در سکوت فرو می‌رود، خود حکایت عجیبی است!

و اما نگاهی بیندازیم به مهم‌ترین اتفاق هنری در سال جدید یعنی بی‌ینال ونیز. خرداد سال جاری پنجاه و چهارمین دوره بی‌ینال ونیز با موضوع "روشنایی" افتتاح خواهد شد. در خبرها آمده بود، محمود شالویی قصد دارد سه هنرمند را به این بی‌ینال اعزام کند. این سه هنرمند آثارشان را در پاویون ویژه ایران در ونیز به نمایش می‌گذارند. سال 1388، که بی‌ینال برپا شد، محمود شالویی در روز معارفه سه هنرمند اعزامی به ونیز، در حضور سفیر و رایزن فرهنگی ایتالیا در ایران، قول داده بود صد نفر از هنرمندان ایرانی را برای بازدید از بی‌ینال – پس از ثبت نام و قرعه کشی- به ونیز اعزام کند. آنها، که آن روز در سالن آمفی تئاتر موزه حضور داشتند، به خاطر می آوردند شور و حال هنرمندان تجسمی آن روز برای ثبت نام دیدنی بود. بر طبق شنیده‌ها البته چنین مسافرتی صورت نگرفته است. گویا ندادن ویزا از سوی سفارت ایتالیا جوابی است که بسیار را هنوز قانع نکرده است. آیا سال بعد – هنگام معارفه هنرمندان اعزامی به ونیز – شالویی باز این تعداد هنرمند منتخب ایرانی را مقابل خود می‌بیند تا بار دیگر وعده دیدار ایتالیا را به آنها دهد؟

در سال گذشته، در غیاب بی‌ینال‌های وزارت ارشاد، نمایشگاه‌های گروهی برگزار شد که از سوی بخش خصوصی و به خصوص گالری‌ها، ساماندهی شده بودند. پنجمین نمایشگاه منتخب نسل نو، از سوی گالری‌ هما برای هنرمندان تا سی‌سال، سومین جشنواره هنرهای تجسمی دامون‌فر از سوی نمایندگی فابرکاستل برای هنرمندان زیر بیست و پنج سال، اولین جشنواره کنش، بیان و خلاقیت از سوی گالری‌های ماه‌مهر، آریا، والی و الهه برای هنرمندان تا سی‌سال، آثار بخش عمده‌ای از استعدادهای جوان را به معرض دید قرار داد. نکته قابل اشاره این است که متاسفانه تعیین سقف سی‌سال، ملاک ارزیابی بسیاری در ایران، حتی جشنواره‌های دولتی نظیر هنر جوان، قرار گرفته است، در حالی که در خارج از ایران، در جشنواره‌هایی مانند بی‌ینال ونیز، سی و پنج سال ملاک ارزیابی هنرمند جوان است. پارسال برای اولین بار افشین پیرهاشمی با اختصاص جایزه ده هزار دلاری برای نفر اول نمایشگاه منتخب نسل نو جذابیت این نمایشگاه را چند برابر کرد، که به نظر می‌رسد منتخب نسل نو به مهم‌ترین نمایشگاه نسل آخری‌های ایران تبدیل شود. فروش بزرگ سال با نام "هفت نگاه"، که از سوی هفت گالری گلستان، دی، 7 ثمر، ماه مهر، آریا، والی والهه برگزار می‌شود، در سالی که گذشت، در حالی چهارمین فعالیت خود را آغاز کرد تا نگارش همین گزارش اکسپوی دولتی، که قرار بود از سال 1389 به عنوان یک سازمان خصوصی وارد فعالیت شود، برگزار نشده است. "هفت نگاه"، که اکسپوی بخش خصوصی تلقی می‌شود، در سال 1389 آثار دویست و سی هنرمند را در معرض فروش قرار داد تا همچنان بی‌رقیب ترین فروش هنرهای تجسمی ایران لقب بگیرد؛ اما آنچه موفقیت این دوره از "هفت نگاه" محسوب می‌شود، فروش بی‌سابقه آثار هنرمندان جوان بود که تا کنون معمول و مرسوم نبوده است. هجدمین دوره نمایشگاه و فروش تابستانی گالری گلستان با عنوان صد اثر صد هنرمند در سال 1389 در حالی برگزار شد که تعداد سی و چهار هنرمند پیشکسوت، پنجاه و سه هنرمند فعال این گالری و نود و هشت هنرمند جوان در آن شرکت کرده بودند. حضور قاطع هنرمندان جوان و فروش آثارشان در فصل رکود اقتصادی گالری‌های تهران نکته مهم و قابل توجه این حرکت هنری بود. هشتمین جشن بزرگ تصویر سال مختص هنرمندان گرافیک، کاریکاتور، عکاسی و فیلم در سال 1389 از سوی سال‌نامه "تصویر سال" و به همت سیف‌الله صمدیان برگزار شد تا بخش خصوصی همچنان در جذب هنرمندان، به خصوص هنرمندان جوان و اعتمادسازی در هنرهای تصویری، فعال باشد. انتشار سال‌نامه نفیس تصویر سال اکنون مهم ترین مرجع تصویری عکس، گرافیک و کاریکاتور در هشت سال گذشته است، که اگر چنین جشنی برگزار نمی‌شد معلوم نبود سرنوشت این تعداد تصویر برگزیده به کجا ختم می‌شد.

سازمان فرهنگی و هنری و سازمان زیباسازی، وابسته به شهرداری تهران، همچنان در برپایی جشنواره‌ها و نمایشگاه‌ها فعال هستند و جور بخش فرهنگ و هنر دولت را در این زمینه می‌کشند. در سال گذشته دومین دو سالانه مجسمه‌های فضای شهری از سوی سازمان زیباسازی و به همت سید مجتبی موسوی برپا شد تا علاوه بر سمپوزیوم مجسمه‌سازی و بازگرداندن مجسمه امیرکبیر به تهران، فعالیت دیگری در زمینه مجسمه‌سازی ایران به انجام برسد. بازگشت مجسمه امیرکبیر اثر استاد ابوالحسن خان صدیقی ماجرایی طولانی و مفصل است که پیش‌تر در "تندیس" منتشر شده است. این مجسمه، که در مهرماه سال 1389 در پارک ملت نصب و از جانب محمدباقر قالیباف، شهردار تهران، پرده برداری شد، به مدت بیش از سه دهه در ایتالیا و در کارگاه برنزریزی میکولوچی نگه داری می شد. مجسمه امیرکبیر، که در اسناد برجامانده از استاد ابوالحسن خان صدیقی توسط محمد حسن حامدی شناسایی شد، با پیگیری "تندیس" و همت سازمان زیباسازی شهرداری تهران، به ایران بازگردانده شد. اما در سالی که شهرداری باعث و بانی برگزاری دوسالانه مجسمه‌های فضای شهری شد و مجسمه بی‌نظیر امیرکبیر را به تهران برگرداند و آن را – پس از چهارده سال از فوت خالق آن – در پایتخت نصب کرد، تعدادی از مجسمه‌های شهر تهران در مدتی کوتاه ربوده شد و هیچ گاه معلوم نشد چه بر سر آنها آمده است.
 

این که فیگوراتیو بودن ده مجسمه ربوده شده و مبنای شرعی نداشتن در اسلام باعث حذف آنها شده و یا برنزی بودن آنها دلیلی بر سودجویی و ربودن‌شان گردیده، هنوز بر کسی مشخص نشده است.

در پایتخت، کلمات انگلیسی، که بر سر در مغازه‌ها و فروشگاه‌ها نوشته شده، به عنوان جلوه‌های تظاهر به غربگرایی کم کم حذف و یا با رنگ پوشیده می‌شوند، اما در اتوبان‌های این کلان شهر، کلام ائمه اطهار(ع) در کنار تصاویری از چهره‌های غیر ایرانی (پدر و فرزند خردسال سیاه پوست یا مرد سفید پوست با موی طلایی و چشم آبی) روی بیلبوردها منتشر شد! این ضد و نقیض‌های بصری و فعالیت غیرکارشناسی در کشوری که خبرگزاری‌هایش بخش مستقلی برای اخبار هنرهای تجسمی ندارند و آن اخبار را با اخبار موسیقی در یک فضا منتشر می کنند، جای تعجب ندارد! دریغ و افسوس اینجاست که به علاقه‌مندان به هنر و نه مسؤولین خبرگزاری‌ها بعد از این همه سال نسبت به چنین سهل انگاری فراگیر در خبر گزاری های دولتی واکنش نشان نمی‌دهند. شاید راقم این سطور برای توجه به چنین موضوعی متهم به فعل "مته گذاشتن به خشخاش" شود! اما در کشوری که به بهانه پرفروش بودن سریال "قهوه تلخ" و یا به دلیل متهم نشدن به جانبداری از یک جناح سیاسی خاص، که جلوی پخش این سریال را در تلویزیون گرفته است، نمی توان اعتراض کرد که، چرا در این سریال جامه امیرکبیر بر قامت ناساز کاراکتری به نام اتابک صدراعظم می‌نشیند و چرا هیبت مقتدر کمال الملک جایش را به هیات مفلوک کاراکتری به نام جمال الملک بابا شاه می‌دهد؟! در جامعه‌ای که منتقد به منتقم تعبیر و انتقاد به انتقام تفسیر می‌شود، چاره‌ای جز سکوت نیست!

از تغییرات در بدنه دولتی فرهنگ و هنر باید به انتخاب هیات امنای جدید دانشگاه هنر اشاره کرد که طی حکمی از سوی کامران دانشجو، به این شرح انتخاب شدند: عباسعلی یزدی (رئیس دانشگاه هنر)، مهدی چمران (رئیس شورای شهر تهران)، عزت‌الله ضرغامی (رئیس سازمان صدا و سیما)، مسعود ده نمکی (کارگردان فیلم اخراجی‌ها)، حجت الاسلام علیرضا پناهیان ( مسوول اتاق فکر نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاه ها)، محمد روشن (رئیس دانشگاه سوره) و خسرو دانشجو (سخنگوی شورای شهر تهران). فارس در ادامه انتشار این خبر – از قول ده نمکی – نوشت: "اعضا با تهیه نامه‌ای خطاب به وزیر علوم خواستار تغییر در متون آموزشی دانشجویان شده اند". وی ابراز امیدواری کرد: "ترکیب جدید هیات امنای دانشگاه هنر با تغییراتی که مد نظر دارند، باعث ارتقای سطح آموزش آکادمیک و مهارت‌های فنی دانشجویان دانشگاه هنر شوند". تغییر دیگر انتصاب داود ثمری به عنوان مدیر عامل جدید موسسه توسعه هنرهای تجسمی به جای رحیم سیاهکارزاده بود. محسن مومنی هم با حکم رئیس سازمان تبلیغات اسلامی به جای حسن بنیانیان، رئیس حوزه هنری شد.

در سال 1389 هم، مثل سال‌های گذشته، هنرمندان ایرانی در جشنواره‌های مهم بین المللی و عرصه‌های جهانی خوش درخشیدند، که از آن جمله می‌توان به اختصار به این موارد اشاره کرد: جایزه نخست هنرمند متفاوت از سوی بنیاد مک نایت به سیا ارمجانی، مجسمه ساز و معمار ایرانی مقیم ایالت مینه سوتا، اهدا شد. محمد توکلی، عکاس ایرانی، مدال نقره جشنواره فتوژورنالیسم انجمن عکاسی امریکا را در بخش "علایق انسانی" به دست آورد. محمد علی بنی اسدی به عنوان نامزد ایرانی جایزه جهانی هانس کریستین اندرسن در سال 2012 معرفی گردید. آثار افروز عمیقی، رضا عابدینی و خسرو حسن زاده در تور نمایشگاهی موزه ویکتوریا و آلبرت در شش شهر ریاض، دمشق، بیروت، شارجه، کازابلانکا و استانبول به نمایش در آمد. هشتمین بی‌ینال بین‌المللی سانتافه در مکزیک از آویش خبره زاده و لاله خرمیان برای حضور در این رویداد هنری دعوت کرد. سیدعلی سیدی در هفتادویکمین دوره مسابقه عکاسی آساهی شیمبون ژاپن موفق به دریافت مدال طلا و جایزه ویژه این مسابقه شد. پارسال در فضای مجازی، هنر با شور و حال بهتری نسبت به فضای حقیقی پیگیری شد. مسابقه اینترنتی "پرسبوک"، که در شبکه اجتماعی Facebook با عنوان Tranian Contemporary Art برگزار شد، فضای رقابت را بین هنرمندان رشته‌های نقاشی، طراحی، گرافیک، ویدئو آرت، چیدمان، هنر محیطی و اجرا- بدن، عکاسی، مجسمه سازی و تصویر گری به وجود آورد. در این مسابقه سیصد و پنجاه هنرمند، که بیش‌ترشان از هنرمندان جوان و نسل آخری بودند، پروفایل آثار خود را برای داوری به نمایش گذاشتند. هیات داوران متشکل از ادوارد لوسی اسمیت، احمد نادعلیان، اگنس کولمهیر، انگرت سولتا، سیمین دهقانی و احمد کیارستمی سی و هفت هنرمند را شایسته انتخاب در بخش نهایی دانستند. با نگاهی به آثار جوانان در این مسابقه می توان حضور پر تعداد نسل نوجو و فعالی را دید که آینده هنر ایران را به دست خواهند گرفت. اما معلوم نیست انتخاب‌های نهایی، که برعهده ادوارد لوسی اسمیت، اگنس کولمهیر و نگرت سولتا بوده، کدام نگاه را دنبال می‌کرد: هنرمند معاصر ایرانی یا هنر معاصر ایران؟ چون در بسیاری از موارد، هنر معاصر ایران به چشم نیامد، بلکه تنها روحیه‌ای از هنرمند معاصر ایرانی، آن هم از نسل آخری‌های هنر، جلوی دیدگان مشتاقان هنر ایران به تماشا گذاشته شد.

برای دومین سال پیاپی نام هنرمندان ایرانی در آمار سالانه هنرمندان پرفروش و موفق جهان منتشر شد. دو موسسه آرت پرایس – یکی از مهم‌ترین مارکت‌های هنر جهان- و فیاک – موسسه نمایشگاه‌های بین المللی پاریس- در گزارش خود در سال 1389 نام هفت هنرمند مطرح ایرانی را – کوروش شیشه گران، فرهاد مشیری، رضا درخشانی، صداقت جباری، شیرین نشاط، افشین پیرهاشمی و وای زد کامی- منتشر کرده‌اند.
 



سال 1388 در گزارش این دو موسسه نام شش نفر از ایران، به عنوان موفق ترین هنرمندان ایران در زمینه فروش آثار هنری، آمده بود: کوروش شیشه گران، فرهاد مشیری، شیرین نشاط، رکنی حائری زاده، افشین پیرهاشمی وصداقت جباری. مبنای آرت پرایس و فیاک برای این رتبه بندی، حجم فروش آثار هنرمندان بین ژوئیه 2009 تا ژوئن 2010 بوده و، در عین حال، بیش‌ترین رقم حاصل از چکش خوردن آثار این هنرمندان هم در این رتبه بندی تاثیر داشته است.

و اما در بخش کتاب، نشر نظر همچنان پیشتاز است؛ سال گذشته کتاب "هنر نوگرای ایران" نوشته توکا ملکی از سوی این نشر برای مخاطبین نوجوان با کیفیتی نفیس منتشر شد. چاپ کتاب‌های "احمد عالی"، "احمد امین نظر"، "ناهید داورپناه"، چاپ دوم کتاب "منوچهر معتبر"، "روش شناسی هنر" و همچنین چهار کتاب از سری مجموعه "این هنر لعنتی" را باید از مهم ترین کتاب‌های این نشر در سال 1389 به حساب آورد. نشر ماه‌ریز با انتشار مجدد مجموعه "چشم" از هنرمندان جوان ایرانی، از ناشران پرکار سال بود. کتاب فرهنگ اصطلاحات هنری و اعلام هنرمندان، که به همت رویین پاکباز و با دستیاری توکا ملکی از سوی انتشارات فرهنگ معاصر منتشر شده است، از مهم تری فرهنگ هایی است که خلا آن در زمینه تحقیق و پژوهش احساس می‌شد. نشر چشمه، که در سال 1389 کتاب‌های "هنر معاصر پس از جنگ سرد" (نوشته جولیان استالابراس) و "هنرمعاصر در عصر جهانی شدن" (نوشته رابرت .سی.مورگان) را منتشر کرده است، به خاطر طراحی‌های متنوع جلد کتاب‌هایش و اهمیت دادن به مقوله طراحی گرافیک به عنوان سفاش دهنده برگزیده سال در نمایشگاه سالانه سرو نقره‌ای انتخاب شد.

اتفاق برجسته‌ای که پارسال در بخش گرافیک می‌توان آن را مثال آورد، ارتباط گرافیک با گالری‌ها بود، به طوری که بخش مهمی از منتخبین نظیر سین، طراحان آزاد و 66، به طراحی نشانه، پوستر، بروشور و کاتالوگ پرداخته بودند.

فصلنامه "هنر فردا" – که در شکل و ظاهر بی‌شباهت به فصلنامه "طاووس" نیست – در سال گذشته به جمع نشریات هنرهای تجسمی پیوسته است. این نشریه، که قصد دارد در مقالات خود اطلاعات دقیق هنری و رویکردهای معاصر در هنر جهان را به مخاطب منتقل نماید، نیم نگاهی هم به جریانات هنری در گالری‌های کشور (آن هم فقط چند گالری به خصوص) دارد. به نظر می رسد- با توجه به اسامی هنرمندان شناخته شده و مطرحی که در سه شماره این مجله به چشم می‌آیند – هنر فردا بیشتر نشریه‌ای تجاری است که، علاوه بر انتشار مقالات مفید برای مخاطبان ایرانی، به دنبال معرفی هنرمندان ایرانی به جریانات هنری خارج از ایران است.

در آخرین روزهای سال، مطابق رسم مرسوم هر ساله، روزنامه‌های کثیر الانتشار شرق، همشهری، جام جم و ایران ویژه نامه‌های نوروزی منتشر کردند که از مجموع هشت صدو سه صفحه مطلب، گزارش، مصاحبه و تحلیل، چیزی کم تر از دو صفحه -آن هم مصاحبه- به هنرهای تجسمی اختصاص داشت! روزنامه‌های ایران و همشهری به سینما، تئاتر و موسیقی پرداخته و از خیر پرداختن به هنرهای تجسمی گذشته بودند! روزنامه شرق در یک صفحه مصاحبه پرویز تناولی را درباره مهاجرت چاپ کرده و روزنامه جام جم هم دو سوم صفحه را به مصاحبه با گیزلا وارگا سینایی درباره عید نوروز اختصاص داده بود. این رویکرد خاطر نشان می‌کند، مطبوعات ایران نه فقط از حیث داشتن نویسنده تجسمی فقیر و بی‌مایه است، بلکه از نظر نگاه تخصصی و تحلیلی هم در بحران به سر می‌برد. اگر قرار بود ملاک نگارش را بر اساس ارزیابی یک دهه‌ای وضعیت هنرهای تجسمی قرار دهند، باید به اندازه یک ویژه‌نامه مستقل به این کار اختصاص می‌دادند – که البته نشدنی است؛ چون ویژه‌نامه‌های نوروزی به مسائل عمده‌ای می‌پردازند که فقط در طول سال اهمیت داشته‌اند. اما، اگر قرار بود به چند اتفاق مهم در زمینه هنرهای تجسمی فقط اشاره شود، می‌بایست حجمی چندبرابر این دو صفحه ناقابل صرف این کار می‌شد! این رویکرد از سوی روزنامه‌های خبری ایران تامل برانگیز است و هشدار می‌دهد، تا زمانی که خود اصحاب هنرهای تجسمی و اعضای نشریات تخصصی پیشقدم نشوند، دلسوزی برای رشد و اعتلای هنرهای تجسمی در بین روزنامه‌ها و مطبوعات وجود ندارد. سال 1389 پایان یک دهه فعالیت هنرهای تجسمی در دهه 80 خورشیدی بود. بایسته است نشریات هنرهای تجسمی (تندیس، حرفه: هنرمند، هنر فردا،...)، که مولود این دهه بوده‌اند، به ارزیابی فرازوفرودهای هنر ایران و شناساندن بسترهای شکل گرفته در این دهه نمایند تا با ارزیابی آنچه به اشتباه فراموش شده و یا آنچه با تیزهوشی و خلاقیت به دست آمده است، راه برای طی کردن دهه پیش رو فراهم شود. اگر چنین نشود غفلتی است نابخشودنی در حق ماندگان و آیندگان هنرهای تجسمی ایران.

در یک جمع‌بندی مجمل و مختصر باید گفت: آنچه تلقی اهل هنر از معاصریت و بروز تحولات نوین هنری در ایران است، باید در مدیریت بخش خصوصی و، به طور کلی، در گالری‌های پایتخت جست، گالری‌هایی که اغلب بدون پشتوانه حمایتی (فکری ومالی) دولتی اداره می‌شوند.هرچند اختصاص حمایت‌های دولتی منجر به بروز توقعات مدیران دولتی در برآورده کردن ایده‌هاشان خواهد شد و بخش خصوصی هنر در ایران هم از چنین مراوده‌ای سر باز می‌زند، اما دولت و، به صورت مشخص، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، می‌بایست راه‌های حمایت از گالری‌ها را، که از ارکان اصلی شکل‌گیری هنر معاصر هستند، در تعامل با مدیران گالری‌ها مد نظر داشته باشد. به یاد بیاوریم وزارت ارشاد تاکنون سه دوره جایزه ادبی جلال آل احمد را برگزار کرده است که جایزه اول آن صدوده سکه بهار آزادی است.
 

اگر چه وزارت فرهنگ وارشاد اسلامی تا کنون این جایزه را به نویسنده‌ای اهدا نکرده و در هر دوره جوایز دیگری را به نویسندگان منتخب اعطا کرده است. اما، اختصاص بودجه‌های اینچنینی برای ادبیات و تعامل برای ترغیب هنرمندان سینما، موسیقی و تئاتر نشان می‌دهد هنرهای تجسمی، که پایه‌های فکری‌اش در بخش خصوصی بنا شده است ،مورد بی‌توجهی بخش فرهنگی دولت واقع شده و نیازمند حمایت‌های تشویقی از سوی دولت است. آنچه در سال بی‌رمق 1389 رونق و رمق دوباره هنر را در سال 1390 نوید می‌داد، حضور چشم گیر هنرمندان جوان بود که تحولات هنری غرب را مدام پیگیری کرده و در ارائه اثرشان به تحولات فکری جامعه و یا نمایش لحظه‌های زندگی اکنون نظر دارند. این که چه طور می‌توان استعدادهای کم‌نظیرهنرمندان جوان ایران را قدر شناخت و از هدر رفتن انگیزه‌هاشان جلوگیری کرد، وظیفه خطیر و دشواری است که جامعه هنری برعهده گالری‌ها می‌نهد؛ چون هنر و هنرمند ایرانی اهمیت گالری را، در زمانه‌ای که هیچ جایی برای بروز استعداد و خلاقیت خویش نمی‌بیند، درک کرده است. این که آیا گالری‌ها خود چنین وظیفه‌ای را احساس کرده‌اند و آیا به این نتیجه رسیده‌اند که می‌توانند جواب اعتماد جامعه هنری را بی‌پاسخ نگذارند، باید در سال جدید خورشیدی به تماشا نشست. و نکته آخر این که: اگر گالری‌ها می‌خواهند جامعه هنرهای تجسمی ایران، راه خود را درست و مناسب طی کند، می‌بایست از حدود بسته سلیقه‌های بازارپسند آن سوی آب فراتر روند و راه را برای بروز و ظهور استعدادها و خلاقیت‌های نو باز بگذارند و با تحمیل ایده‌های خود، بخشی از بدنه این جامعه را منزوی نکرده و بخشی دیگر را مطیع و سرسپرده ایده‌های خویش نگردانند. اما اگر قرار باشد فقط از نورچشمی‌های سفارش شده، و نورسیده‌های گوش به فرمان، مطیع و مقلد برای رسیدن به سود بیش‌تر حمایت کنند، قصه تکراری استعدادکشی را در سال 1390 هم شاهد خواهیم بود.

در سالی که گذشت، نسرین خسروی (تصویرگر)، سیده معصومه سیحون (گالری‌دار و نقاش)، بهمن محصص (نقاش)، علی نامور(تصویرگر)، محمدعلی ترقی‌جاه (نقاش)، هانیبال الخاص (نقاش)، حمیدالله رضایی (مجسمه ساز)، محمد رازدشت (عکاس)، بیژن الهی (شاعر و نقاش)، ابوالحسن محصص مستشاری (خوشنویس)، علی اکبر خزینه (هنرمند هنرهای سنتی و ایرانی)، احمد طباطبایی (نقاش)، ایرج افشار (پژوهشگر)، علی عامه کن (تصویرگر)، محمود ماهر النقش (پژوهشگر هنرهای اسلامی)، علی اشرف والی (نقاش) و اسماعیل ارژنگ (مجسمه ساز) رخت جان را به جهان دیگر کشیدند و اینک فقط در خاطره‌ها حضور دارند..