تبلیغات
رسانامهر Rasanamehr - تکه هایی ربوده شده از جهان
جمعه 29 مهر 1390

تکه هایی ربوده شده از جهان

   نوشته شده توسط: رسانامهر    نوع مطلب :مقاله ادبی و هنری ،



تکه هایی ربوده شده از جهان
 

بررسی جایگاه اشیاء روزمره ی زندگی درهنر نقاشی ، مکتب دادائیسم

گردآوری و تدوین : زهرا برفی دریائی
ویراستار : دکتر امید روحانی  

 

هنر سده ی بیستم را می توان هنری سنت شکن دانست که پایه هایش در اواخر قرن نوزدهم ریخته شد. دراین دوره هنرمند سعی می کرد فردیت خویشتن را بیافریند نه آنچه را که اجتماع از او توقع داشت و این سرآغازی شد برای پیدایش سبک ها و مکتب هایی که ما امروزه از آنها به عنوان هنر مدرن یاد می کنیم . در این میان نام مکتبی به چشم می خورد که هدفش نوعی آفرینش در عین ویرانگری بود، به قصد ویران ساختن آن طرز تفکر و آن آفرینش هنر و اندیشه ای که به جنگ جهانی اول منجر گشته بود: «دادا »(1) ... این مکتب را جنبشی ادبی و هنری می دانند  كه بین سال های  ۱۹۱۶ تا ۱۹۲۲ .م در اكثر كشورهای اروپایی جریان یافت و درواقع نهضتی بین المللی بود و واکنشی از سوی هنرمندان و ادیبان آن دوران به فجایع ناشی از جنگ جهانی اول و در زمینه های ادبیات ( بخصوص شعر) ، هنرهای تجسمی ، تئاتر و گرافیک. پیروان این مکتب را اغلب تحت تاثیر عقاید مکتب فلسفی نیهیلیسم(2)(پوچ گرایی) می دانند زیرا که آنها پوچی را به عنوان نمادی ادبی و هنری برگزیده بودند و با تاکید بر عنصر تصادف آثاری خلق نمودند که در نوع خود بی نظیر بود. دادا با فرا تر رفتن از چارچوب هرگونه نظام مستقر فکری و هنری و به هم ریختن و ویران نمودن مرزهای موجود بین هنر ، ادبیات و حتی صنایع ، مقدمه ای شد بر همه ی تحول های مهم جهانی که در قرن بیستم در ادبیات و هنر رخ داد.

جرقه های آغازین :

رشد و شکل گیری اولیه ی دادائیسم تقریباً همزمان در سوئیس و آمریکا به وقوع پیوست ، بی آنکه این دو کشور در ارتباط مستقیم با یکدیگر باشند و سپس در بیش تر کشورهای اروپایی گسترده شد. پایه گذار و آغاز کننده ی این مکتب را هوگوبال (3) ، شاعر ، نمایشنامه نویس و نویسنده ی سیاسی چپگرایی می دانند که در سال 1914.م با آغاز جنگ جهانی اول به سوئیس ، که از حملات ارتش های نظامی در امان مانده بوده مهاجرت کرده بود . او که از دوستان پل کله(4) و واسیلی کاندینسکی(5) به شمار می آمد ، دارای گرایشاتی در هنر مدرن بود و پس از مدتی با درج فراخوانی در مطبوعات ، از نویسندگان و هنرمندان برای تشکیل گروهی هنری ، دعوت به عمل آورد و سرانجام در فوریه ی 1916.م توانست یک باشگاه شبانه با نام "ولتر"(6) برپا کند.

هوگوبال ، طی استقبال وسیع هنرمندان و نویسندگان از این فراخوان با دو رومانیایی به نام های مارسل یانکو(7) ، نقاش و تریستیان تسارا(8) ، شاعر و نیز با هانس آرپ(9) از هنرمندان اهل آلزاس آشنا گردید. اینان نیرویی محرکه بودند که چندی بعد می بایست موتور دادائیسم را به حرکت در آورند .

با تشکیل این گروه کوچک هنری و برپایی کنسرت های شبانه در کافه ولتر ، بعدها افرادی دیگر همچون مارسل اسلودکی(10) ، سوفیا توبر(11) ، والتر سرنر(12) ، هولسنبک(13) و ریشتر(14) به این جمع پیوستند و در شب های کم رفت و آمد به خواندن اشعاری از گیوم آپولینر(15) ، آندره سالمون(16) ، سندراس(17) ، ژاکوب وان هودیس(18) و دیگران پرداختند ، درباره ی هنر به بحث نشستند و به نقطه نظراتی مشترک منطبق با موازین نخستین دادا رسیدند.

اولین نشریه ی منتشره از این گروه ، نشریه ی "کافه ولتر" بود و هدف این نشریه در مقاله ای به قلم هوگوبال چنین تشریح شده بود: « یاد آوری این نکته که در ورای جنگ و وطن ها ، انسان های مستقلی وجود دارند که با آرمان های دیگری زندگی می کنند.»(19)

و متعاقب این شماره ، نشریه ی " دادا " منتشر شد . درباره ی چگونگی ساخته شدن این واژه نظریه های مختلفی وجود دارد ، ولی بیشتر نقل شده است که : " دادا روز هشتم فوریه 1916.م در کافه « تراس » شهر زوریخ در سوئیس ، به کمک یک چاقوی کاغذ بری که به طور تصادفی به میان یک لاروس کوچک و یا فرهنگ فرانسه - آلمانی رفت و کلمه ای از یک صحفه را برید(20) پیدا و انتخاب شد، نام این کلمه ی تصادفی "دادا" بود . این واژه بی معنا نیست زیرا که در معنی تحت الفظی به مفهوم «بله ، بله»(21) است و در آلمانی به معنی « بلغور کودک » و در فرانسه به معنی « اسب کوچک اسباب بازی » است. (22) هر چند این معانی هیچ ربطی به این مکتب ندارند اما به گونه ای نیز گویای منطق ستیزی پیروان این نهضت است. کسانی که آن روز در مراسم تولد دادا حضور داشتند عبارت بودند از : تریستیان تسارا ، مارسل یانکو ، هوگوبال ، هولسنبک و هانس آرپ و یکی دونفر دیگر.

دادائیسم و هنرهای تجسمی ( نقاشی) :

در زمینه ی هنرهای تجسمی ، هنرمندان مختلف این مکتب ، شیوه هایی را درپیش گرفتند که مرز مشترکی با مکاتبی داشت که در بطن آن پرورانده شده بودند . ازجمله نقش برجسته های یانکو که به شدت تحت تاثیر الهامات کوبیستی او بود و آثار اتو وان ریز(23) ، والتر هلبیگ(24) ، اسکارلوتی، ماکس اوپنهایمر(25) ، اتو موراخ و آرتور سگال(26) ، هنوز در پرتو تشعشعات کوبیسم خلق می شد و ریشتر ، همچنان دلبسته ی رنگ آمیزی و رویکرد های اکسپرسیونیستی بود. اما در این میان هانس آرپ با بینشی عمیق تر نسبت به موازین این مکتب آثاری را آفرید که نشانی از درک نسبی نظریه ی دادائیست ها داشت . وی که از سال 1916.م از اکسپرسیونیسم فاصله گرفته بود شروع به کار روی فرم های انتزاعی کرد . بسیاری از آثار دادائیستی آرپ در این دوره اشکال آمیبی شکل بریده شده از چوب هستند که در رنگ های مختلف بر روی یکدیگر قرار گرفته اند و عناوینی همچون "تک چهره تریستان تسارا "،" جنگل"، "فرم های زمینی" ، "قبل از تولد من" نام هایی هستند که در کنار آثار وی دیده می شوند.

تک چهره تریستیان تسارا ، 1916 ، ژان آرپ

درباره ی "تک چهره ی تریستان تسارا "می توان گفت که  بر خلاف یک تابلوی کوبیستی ، ما را وسوسه نمی کند که بکوشیم چهره ی شاعر را در آن پیدا کنیم . این اثر مجموعه ای است از شکل هایی انتزاعی و اگر هر گونه اشاراتی هم به شاعر داشته باشد ، اشاراتی کاملا غیر مستقیم و شاید هم به کل غیر بصری است . شکل های ساخته شده ی چوبی مانند عناصر یک کلاژ کوبیستی روی هم چسبانده شده اند ولی القاء کننده ی فرم های طبیعی ، فرم های موجودات زنده و رشد یابنده اند . وی طبیعت را ، به قول خودش ، از طریق ترکیب بندی ِ « بر طبق قوانین تصادف » در کارش دخالت می داد ؛ بدین معنا که کار بر اساس نقشه یا خواست هنرمند انجام نمی گرفت ، بلکه توالی و ترتیب آن را مجتمعی از نیروها (همچون جاذبه ، حرکت هوا و غیره ) که ما تصادف می نامیم، تعیین می کرد . این شیوه نیز از کلاژ (یا وصله چسبانی) کوبیستی مایه می گرفت ، ولی موضوع در خور توجه در آن ، نسبت نتیجه ی کار با واقعیت بصری نیست ، بلکه نقش هنرمند به عنوان مبتکر و سازنده است که اهمیت دارد . از جمله ویژگی های هنر دادائیستی این بود که هنرمند نه تنها می بایست مهارت های سنتی را وانهد بلکه حتی تا حد زیادی آفرینشگری خود را از قید ممیزی و مهار خویش آزاد سازد.  با این حال ، این آثارهنوز خصوصیات هنر دادائیستی را نداشت  .

در طول فعالیت " دادا" در زوریخ ، فعالیتی مشابه نیز در آمریکا صورت پذیرفت. در سال 1913، بر پایی نمایشگاه بین المللی هنر مدرن به نام Armory Show که با معرفی 1100 اثر هنری از 300 هنرمند آمریکایی و اروپایی ، برای اولین بار در تاریخ هنر آمریکا توجه همگان را به هنر مدرن جلب کرد و باعث آشنائی هنرمندان آمریکائی با سبک ها و شیوه های متدوال در اروپا گردید .در این نمایشگاه دو اثر از فرانسیس پیکابیا(27) و یکی از آثار مارسل دوشان(28) به نام « برهنه ای که از پلکان پایین می آید» مورد توجه فراوان قرار گرفت . موفقیت پیکابیا و دوشان تاثیر بسزایی بر حوادث هنری پس از این نمایشگاه گذاشت .(29) به جرات و تاکید می توان گفت دوشان نخستین نقاش این مکتب است که طبق موازین دادائیسم به قالب اثر هنری ، کمپوزیسیون کلی اثر ، هماهنگی عناصر و مواد کار با دیدی تازه نگاه کرد . آثاری که وی خلق نمود تاثیری شگرف بر هنرهای تجسمی دهه ی ۱۹۶۰و بر جنبش هایی همچون " مینی مالیسم " و " کانسپچوالیسم " و آثار هنری " پست مدرن " گذاشت. وی بعد از سال ها تجربه در بیش تر سبک های نقاشی به این نتیجه رسیده بود بایستی آثاری خلق کند که با زمانه اش همخوانی بیش تری داشته باشد و ویژگی های هنری مدرن و مکانیزه را به خوبی نشان دهد .

دوشان با تکیه بر عنصر تصادف که عنصر مشترک و اساسی آثار دادائیستی نو در سال 1913 م سه تکه نخ خیاطی را که هر کدام 1 متر طول داشت از ارتفاع یک متری روی یک بوم رها کرد و آنها را در همان وضعیت پیش بینی نشده و فاقد نظم که هنگام برخورد با بوم پیدا کرده بودند روی بوم ثابت کرد او نتیجه ی کار را "سه ایست معیارین" نامید .
 

 


  سه ایست معیارین ، 1913 ، مارسل دوشان

در اینجا نیروهای طبیعی با واحد های اندازه گیری بر خورد می کنند و آنها را بی اثر می سازند واحدهایی که انسان صرفاً ، برای استفاده ی خودش ساخته است. مجمع قانونگذاری فرانسه در سال 1799 نظام اندازه گیری متری را بر قرار ساخت و واحد متر را برابر با یک ده میلیونیم ربع محیط کره ی زمین تعریف کرد . آیا واحدهای اندازه گیری بیهوده اند؟دوشان با دقت ایست های معیارین را روی بسترشان می چسباند و محفظه ی محکمی برای آنها درست می کند ، و از آنها با همان دقتی که در مورد نگهداری متر فلزی نمونه ی اصلی به عمل می آید.وی نگهداری می کند و بعدها در این باره نوشت : «این تجربه برای محبوس کردن و محضوظ کردن فرم هایی صورت گرفت که به صورت اتفاقی ، که خودم باعثش بودم به دست آمده بودند. در عین حال ، واحد طول – یعنی یک متر – بدون آنکه عملاً هویت خودرا به عنوان متر از دست بدهد ، از خط مستقیم به خط منحنی تغییر شکل یافت ، ضمن آنکه مفهوم خط مستقیم را به عنوان کوتاه ترین فاصله بین دو نقطه مورد شک قرار داد.» (30)

وی در سال 1914 شیوه ی به هنر تبدیل کردن اشیائ موجود ( یا قبلا ساخته شده "  Ready-made" را در پیش گرفت و طبق نظریه دادئیست ها مبنی بر بهره وری از اشیاء معمولی و بی استفاده ی زندگی روزمره) آثار نوینی را خلق نمود، از آن جمله می توان به جابطری گردی اشاره کردکه از یکی از فروشگاه های پاریس خریده بود و بر اساس «بی تفاوتی های بصری» (عبارتی که خود بکار می برد) کلماتی حک کرد. در سال 1915 .م در نیویورک یک پاروی برف روب خرید و آن را پیشاپیش "بازوی شکسته" نامید .(31) وی با خلق چنین آثاری به این نتیجه رسیده بود که اگر هر شیء موجود را از محیط اصلی و مفهوم و طرز استفاده ی آن جدا کند می توان آن را به عنوان هنر ارائه نمود. او با به کارگیری این نظریه سعی کرد که نقاشی را از سه پایه به زیر بکشاند و استفاده از عناصر سنتی این هنر همچون بوم ، رنگ و قلم مو را ترک کند . تا پیش از آفرینش چنین آثاری توسط دوشان نفی هرگونه ارزش های پیشین در محدوده ی همان رنگ و بوم و قلم مو بود و تنها محتوا و طرز تلقی هنرمند در رابطه با مفهومی خاص تغییر می کرد نه ابزار نقاشی . دوشان سعی نمود هم مفهوم را در نقاشی تغییر دهد و هم ابزار را . وی با خلق اثری با نام "چشمه" در سال 1917 .م  آنچنان شوکی به جامعه ی هنری وارد نمود که تا آن زمان بی سابقه بود.آنچه که وی نامش را چشمه گذاشته بود یک توالت دیواری مردانه به رنگ سفید ، با امضای ساختگی ریچارد موت(32) بود که می بایست واژگونه به نمایش در می آمد.

 

چشمه ، 1917، مارسل دوشان

دوشان این اثر را به Great Central Gallery که یک سالن مستقل در پاریس بود فرستاد . قصد وی از ارسال چنین چیزی آزمودن آزاد اندیشی و نحوه ی تلقی اعضای گروه از دادائیسم بود اما پذیرفته نشدن این توالت دیواری توسط کمیته ی برگزاری نمایشگاه، استعفای دوشان از این هیئت را به دنبال داشت. خلق این اثر توسط دوشان مبنی بر دگرگون ساختن کارکرد اصلی این شی ء بود، آن دگرگون سازی که حکایت از رابطه ی هنرمند/شیء هنری/ مخاطب داشت.

در این جا هنرمند به جای طراحی یک اثر هنری و یا سعی در به کارگیری خلاقیت و مهارت خود برای آفرینش یک اثر با معنایی معین، صرفا یک انتخاب به عمل می آورد که منظور همان انتخاب شیء است، که به جای آنکه آن را بسازیم، خودش ساخته شده باشد. شیء منتخب لازم نیست نو و یگانه باشد بلکه می تواند از میان اشیاء عادی و روزمره ی زندگی با تولید انبوه انتخاب گردد(همچون توالت دیواری مردانه ) که فقط به لحاظ موقعیت و تغییر معنایی که پیدا می کند می بایست نو و یگانه باشد . غرض از تغییر معنایی همان چیزی است که بر اثر جابه جایی یا امضاء هنرمند و هرگونه افزوده وی به شیء رخ می دهد. در این باره می توان به عنوان (R.MUTT) که به شیوه ی مرسوم نقاشان با قلم موبدون داشتن هر گونه وجه مشخص نوشته شده و نکته ی خاصی را در برندارد اشاره نمود و نهایتاً مخاطب با دیدن چنین اثری خود را از آن خرسندی و رضایتی که از هر اثر هنری به لحاظ زیبایی توقع دارد محروم احساس می کند و سعی می کند قبل از پذیرفتن یا رد کردن این اثر از خود سوال کند آیا شیء به نمایش در آمده واقعا یک اثر هنری است یانه ! و اگر هست چه نوع اثری است ؟  می توان گفت در عناصر موجود در آثار دوشان و حتی آثار سه بعدی که توسط او ساخته شده اند، شی مورد نظر می تواند به تنهایی به عنوان یک اثر معرفی شود .

به دنبال مارسل دوشان و فعالیت اعضای گروه هایی که درنقاط مختلف در رابطه ای تنگاتنگ با یکدیگر به کار مشغول بودند نام هنرمندی به چشم می خورد که بی ارتباط با دیگران آثاری می آفرید که به شدت بیان کننده ی هنر دادائیستی بود . کورت شوایترز(33) هنرمندی بود که از آشغال پاشغال ، هنر زیبا می ساخت ! برخی از کلاژهای وی آن چنان هیجان انگیز و تهدید کننده اند که اگر آنها را پیش از سال 1914.م می ساخت می توانستیم او راپیشتاز هنری بدانیم که دوشان آن را پایه گذاری کرده بود. شوایترز در هانور به سال 1887 .م  زاده شده و تا سال 1909.م   شهر خود را ترک نگفت ، تا اینکه در همین سال ، برای آموختن نقاشی به شهرهای درسدن و برلین رفت و تا سال 1914.م  در آنجا باقی ماند . فعالیت او از آغاز تا سال 1918.م  ، شامل فعالیت هایی در زمینه های اکسپرسیونیسم ، فوویسم و کوبیسم می شود . شوایترز در همین سال با گذراندن کالج فنی هانوور دچار تحول شدیدی گردید. او در این مرحله ، همچون مارسل دوشان با کنار گذاشتن عناصر متشکله ی نقاشی سنتی ، رو به آثار یافته شده در زباله دان ها ، فاضلاب ها و خیابان ها نهاد.کارهای وی را امروزه طنز پردازانه می دانند اما بی شک می توان بدین نکته اشاره داشت که واسطه ی بیانی او اغلب پوچگرایانه است.  از نظر او" هر آنچه را که هنرمند تف میکند هنر است " (34) و بر اساس این نظریه اش شروع به آفرینش هنری نمود که از آشغال ها ساخته می شدند . در آثار شوایترز اشیایی همچون تکه های روزنامه ، بلیط اتوبوس ، دکمه ، تکه های پارچه ، در بطری و ... به وفور یافت می شود . این اشیاء بی مقدار ، در آثار او ، جایی دیگر و از نظر زیبا شناسی و کمپوزیسیون اثر ، مکانی درخور توجه می یابد. آنچه که این هنرمندرا به شهرت جهانی رساند و زبان زد عام و خاص کرد آثار وی تحت عنوان merz  است ( واژه ی merz کلمه ی merde فرانسوی را به معنای مزخرف " کثافت ، آشغال " تداعی می کند و تصاویر موجود در آثار وی به معنی گرد آوری زباله های محیطی است) ، merz آوای schmerz ( یا درد ) را نیز به گوش می رساند . البته او این واژه را نساخته بود ، بلکه یافته بود و آن بخشی از کلمه " kommerzbank " (بانک تجارت) بود . (35)

 

  ساختمان مرتس ، کورت اشویترز

شوایترز "مرتس" را جنبش هنری، تک نفره می دانست . تصاویر مرتس که طرح آن در سال 1919 .م آغاز شده بود  ، ترکیب بندی هایی به صورت کلاژ بودند که در آنها از چاپ های باطله و آشغال و لوازم یافت شده ، برای ترکیب رنگ در برابر رنگ ، فرم در برابر فرم ، و بافت در برابر بافت استفاده می شده است ، شوایترز طرح های پیچیده ، عناصر بی معنی و اتفاقی دادا را با ویژگی های قوی طراحی در آمیخت.

 وی با کشف این پدیده های جدید، دامنه ی فعالیت خود را بر عرصه ی معماری و تئاتر نیز گستراند . این هنرمند در سال 1920، محیط مرتس را در خانه ی خود در هانور ایجاد کرد که به مدت 16 سال به طول انجامید . این اثر از شوایترز شامل کلیه ی فضای مسکونی او ، از زیر زمین تا سقف آخرین طبقه و فضای تمام اتاق های متعدد خانه او می شد درواقع وی در اثر هنری خود می زیست . مصالح و مواد بکار رفته در این اثر بزرگ ، همان اشیاء و عناصری بودند که در سایر آثارش بکار می رفتند .این اثر در سال 1943 . م در بمباران هوایی منهدم گردید . این اثر و کلیه ی آثار مرتس شوایترز اشعاری عملی و الفبایی جدید و عملاً سر آغاز همه ی آن بازتاب هایی است که بعدها هنر پست مدرن نامیده شدند .

آفرینندگی در عین ویرانگری :

مهم ترین ویژگی هنر دادا ئیست ها ، آن گوناگونی گسترده ای است که در آثارشان به چشم می آید . میراثی از مدرنیسم به قصد به چالش گرفتن اصول پابرجای چیستی هنر ، زیرا که هنرمندان این مکتب پیش از اینکه بخواهند چیز تازه ای را بنیاد نهند در پی به سوال گرفتن چیزهای موجودند . بنابراین می توان این امر را طبیعی دانست که آنها ، به جای ترویج و تبلیغ روش ها و سبک های نو ، می کوشیدند  که به آنچه موجود است معناو مفهومی نو بدهند .

تاثیرات جنگ باعث شده بود پیروان این مکتب به ثبات و دوام هیچ امری امید نداشته باشند و چیزی را در زندگی شان پا برجا و محکم به حساب نیاورند بنابراین ، آنها به نوعی طغیان دست زدند ، طغیانی بر ضد هنر ، اخلاق و اوضاع بی سرو سامان زمانه شان . تاکیدی که دادائیست ها  بر غیر منطقی و پوچ بودن هر چیز به طور اغراق آمیز داشتند باعث شد که به عنصر تصادف در خلق آثارشان اهمیت دهند. آنها اصول گذشته در هنر را ویران می نمودند و در عین حال از ویرانه ها آثاری نوین ساختند .

در شکل گیری آثار آنها سه عامل دخیل بود : نخست موسیقی و سر وصدا ، که از فوتوریست ها به عاریه گرفته بودند اما جنبش آنها بر خلاف اصول فوتوریست ها بود، آنها بر عکس فوتوریست ها قدرت و سرعت ماشین را نمی ستودند ، بالعکس به ستیز با این نگرش پرداخته بودند و حتی بیانیه هایی نیش دار درباره ی آن نوشته بودند .
 
عامل دوم همزمانی بود که آن را از کوبیست ها به عاریه گرفته بودند و البته همزمانی در آثار آنها بدان معنای آشنایی که ما می پنداریم نبود . معنای همزمانی در آثار آنها به تغییر در پرسپکتیو ربطی نداشت ،زیرا که دادائیست ها با انتخاب شیء و به نمایش در آوردن آن در نمایشگاه به جایگاه چندگانه ی آن شیء اشاره می نمودند. ( منظور هم به لحاظ مصرفی بودن ، هم به لحاظ زیبا شناسی و شخصیت بخشی )
و عامل سوم تصادف بود که تقریباً وجه مشترک همه ی آثار هنری شان بشمار می آمدکه توانستند  با قدرت و تاکید بیشتری از آن بهره برند. اگر کمی به گذشته رجوع کنیم می بینیم هنرمندان پیشین همواره در خلق آثارشان سعی می کردند ازدخالت عنصری با نام تصادف در خلق آثارشان جلوگیری کنند. مثلاً برای رسیدن به کمپوزیسیون مناسب و چشم نواز بارها اتود می زدند و یا نمونه برداری می کردند اما هنرمند دادائیستی به ضمیر ناخودآگاهش اجازه داد تا درخلق  اثرش به یاری اش بیاید. شیفتگی پیروان این مکتب  به ذهن نیمه آگاه به سانی که روانشناسی زیگموند فروید باب کرده بود حضوری فعال یافت و بعدها مورد توجه سورئالیست ها واقع گشت ،  و بهمین ترتیب سبک های اکسپرسیونیم انتزاعی و هنر ذهنی هم ریشه در دادا دارد .

 

پی نوشت ها:

  1. Dada
  2. Nihilism، مکتب فلسفی و فکری در آغاز سده ی بیستم
  3. Hugo   Ball (1927-1886)، نقاش و شاعر آلمانی
  4. Paul    Klee (1940-1879)، نقاش، طراح و نویسنده ی سوئیسی
  5. Wassili Kandinsky (1944-1866)، نقاش، چاپگر، نویسنده ی روسی
  6. Cabaret    Voltaire ،نام کافه و سپس نشریه ای که توسط دادائیست ها در سال 1917 انتشار یافت
  7. Marcel   Janco (1984-1895)، نقاش، آرشیتکت، اهل رومانی
  8. Tristian Tzara (1963-1896)، شاعر و نمایشنامه نویس رومانیایی
  9. Hans   Arp (1966-1888)، پیکره ساز، نقاش، طراح و نویسنده ی فرانسوی
  10. Marcel Slodki (1943-1889)، نقاش رومانیایی
  11. Sophie Tauber (1943-1889)، نقاش و مجسمه ساز سوئیسی
  12. Walter Serner (1942-1889)
  13. Richard   Huelsenbeck (1974-1892)، شاعر و نویسنده
  14. Hans   Richter (1976-1888)، نقاش و فیلم ساز آلمانی
  15. Guillaume Apollinaire (1918-1880)، شاعر فرانسوی
  16. Ander   Salmon (1969-1881)، شاعر، نویسنده و منتفد هنر ، اهل فرانسه
  17. Senderouse
  18. Jakob Van hoddis (1942-1887)
  19. از کتاب مکتب های ادبی، جلد دوم، سید حسینی، رضا/ص753
  20. همان، ص 752
  21. متشکل از دو پاره ی Da و Da . دا در روسی به معنای بله است
  22. از کتاب سبک ها و مکتب های هنری، ایان چیلوز، هارولد آزبرن و دیگران، تدوین و ترجمه ی فرهاد گشایش/ص 68
  23. Otto Van Rees (1957-1884)، نقاش آلمانی
  24. Walter Helbig
  25. Max   Oppenheimer (1954-1885)، نقاش و طراح اتریشی
  26. Arthur Segal (1944-1875)، نقاش و نویسنده ی رومانیایی
  27. Francis Picabia (1953-1879)، نقاش، طراح و شاعر فرانسوی
  28. Marcel Dochamp (1968-1887)، نقاش، پیکره ساز و نظریه پرداز فرانسوی
  29. هنر مدرن، لینتن، نوربرت/ ترجمه ی علی رامین/ ص 155
  30. همان، ص 156
  31. همان، ص 156
  32. Richard Mutt
  33. Kurt   Schwitters (1947-1887)، طراح، نویسنده و معمار آلمانی
  34. همان، ص 153
  35. همان، 169

 

منابع :

1-      لینتُن، نوربرت / هنر مدرن / ترجمه ی علی رامین / تهران؛ نشر نی / چاپ اول ،1382

2-      سید حسینی ، رضا / مکتب های ادبی / موسسه ی انتشارات نگاه / چاپ دهم ،1376

3-      آپیگنالی، ریچارد / پست مدرنیسم (قدم اول) / ترجمه ی فاطمه جلالی سعادت / نشروپژوهش شیرازه / 1380

4-      ایان چیلوز،هارولدآزبرن و دیگران / سبک ها و مکتب های هنری / تدوین و ترجمه ی فرهاد گشایش / نشر عفاف / 1380

5-      گشایش ، فرهاد / تاریخ هنر ایران و جهان / بخش وقایع نگاری تاریخ ایران؛ نفری ، بهرام / نشرعفاف/ 1378 

6-      توفان در امتداد جنگ "دادائیسم" / محسن ابراهیم / فصلنامه ی هنر / شماره ی 13

7-      اسپور، دنیس / انگیزه ی آفرینندگی در سیر تاریخی هنرها / ترجمه ی امیرجلال الدین اعلم / تهران ؛نیلوفر-دوستان/ 1383